تبليغاتX
no love

no love




انسان بودن یعنی این که وقتی با کسی مشتاقانه کوهی رو بالا رفتی اما رو قله حس کردی که ازش بی نیاز شدی یادت نره که اون پایین چقدر بهش نیاز داشتی


نوشته شده در 90/05/07ساعت 12:41 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .



مردم اغلب بی انصاف

بی منطق و خود محورند

ولی آنان را ببخش...

اگر مهربان باشی

تو را به داشتن انگیزه های نهان متهم می کنند

ولی مهربان باش...

اگر شریف و درست کار باشی

فریبت میدهند
ولی شریف و درست کار باش...

نیکیهای امروزت را فراموش می کنند

ولی نیکو کار باش...

بهترینهای دنیا را به دنیا ببخش

حتی اگر هیچ گاه کافی نیاشد
در نهایت میبینی هر چه آنچه که هست

همواره میان تو خداوند است
نه میان تو و مردم


نوشته شده در 90/03/17ساعت 21:5 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

خدايا ! يادت را از خاطرم دور مکن..

مي دانم که مستي ام و هشياريم از اراده توست ، مي دانم که خواب و بيداريم از اراده توست ..

مهري که بر گوش و چشمم زدي باز کن ..

دلم بسته تر از هر روز ، غرق در دنياي هوس ، عشق تو را به ياد نمي آورد ..

مي دانم که اينجايي ، مي دانم که دوستم داري ..

مي دانم که نزديک تري به من ، از خودم ...

خدايا پرده از رويم بردار تا عشقت وجودم را شعله ور کند..

دلم طاقت دوري از تو را ندارد ،

خدايا می دانم که مرا نگاه میکی ! توانم بده تا نگاهت کنم ............

نوشته شده در 90/03/06ساعت 14:32 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

امروز روز تولدمه

روز قشنگیه
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزو قشنگتر می کنه
به هر حال تولدم مبارک!
تولد همه کسایی هم که امروز تولدشونه مبارک!



نوشته شده در 90/03/04ساعت 10:41 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

از ديرباز تاكنون نويسندگان و سخن پردازان گلها را زبان احساس

ناميده اند و از زبان حال گلها تعبيراتي لطيف و شاعرانه بوجود آورده

اند. به عقيده آنان هر گلي نماينده احساسي است و مي تواند

مكنونات قلبي اهدا كننده گل را آشكار كند
 
 

گل سرخ : عشق آتشين مرا بپذير.

غنچه گل : براي نخستين بار قلبم به خاطر تو لرزيد.

گل ميخك : قلبم را به تو تقديم ميكنم.

گل شقايق : زندگيم فقط به خاطر عشق توست.

گل بنفشه : هميشه به ياد من باش.

گل اطلسي : نميدانم مرا دوست داري يا نه؟

گل محمدي : ترا از صميم قلب مي پرستم.

گل شب بو : در شب مهتاب رويت را مي بوسم.

گل هميشه بهار : عشق تو براي هميشه در قلب من رخنه كرده.

گل داودي : از صداي دلپذير تو لذت مي برم.

گل اشرفي : اين هديه را از من بپذير.

گل اقاقياي سفيد : عشق پاك نتيجه اش ازدواج و خوشبختي.

گل ميمون : يك بوسه مي خواهم نه بيشتر.

گل يخ : از عشق تو نااميدم.

گل تاج خروس : از دوريت سرگردان شده ام.

گل لادن : گاهي از من ياد كن.

گل سفيد : ميسوزم و ميسازم.

گل مينا : بي وفا به دلداده خود رخم نكردي.

گل كاميليا : فداكاري در راه عشق خوشبختي مي آورد.

گل زرد : از تو بيزارم.

گل نسترن : شهرت را بر عشق رجحان دادي.

گل ساعتي : در واپسين دم زندگي خوشبختي تو را مي خواهم.

گل پژمرده : افسوس كه بهاي عشقت را ناچيز پنداشتم.

گل مريم : به پاكدامني تو درود مي فرستم.

گل كوكب : چرا بيهوده قلبم را افسرده مي سازي؟

گل رازقي : شفا و بهبودي ترا آرزو دارم.

گل لاله : تو كه دل مرا غم زده مي خواهي اين من و اين دل دردمند

من

گل سنبل : تو به منزله باغ پر گلي هستي كه دلدادگان را از تو

نتيجه اي نيست.

گل بيدمشك : اگر مي سوزم و خاكستر ميشوم گناه از بخت

نامساعد من است ترا مي بخشم.

گل رازيانه : هر چند در كنارم نيستي ولي نگاهت در تنهايي مونس

من است.

گل ناز : ناز و دلبري جامه ايست كه به قامت تو دوخته اند.

گل ياسمن : دستي است كه دامن دلدار مي گيرد و زباني است

كه تمنا ميكند.

گل ياس : از من نخواه كه جز راستي سخن گويم من شيفته تو

هستم.

گل چاي : بختم بيدار و طالعم ميمون است.

گل هرزه : حساس و موشكافم و بر عشق گذشته حسرت مي

خورم.

گل حنا : بيشتر از اين ديگر فريب تو را نمي خورم.

گل شيپوري : به تو اطمينان ميدهم كه جنجال حسودان در عشق

ما اثري نخواهد داشت.

گل مرواريد : اين آواز حزين دلداده ايست كه براي آخرين بار سخن

مي گويد.

گل سوري : عزيزم با من مهربانتر از گذشته باش.

گل عباسي : تو مايه اميد و سرچشمه آرزوهاي مني.

گل شمعداني : عشق لازمه زندگي است و بدون عشق نميتوان

زنده بود.

گل نرگس : خود را اين همه سزاوار عتاب نمي بينم دلم از

نامهرباني هاي تو به ستوه آمده است.


نوشته شده در 90/02/15ساعت 19:46 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

"گابریل گارسیا مارکز" 

سیزده خط برای زندگی

 

یک

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلکه بخاطر شخصيتی که من در هنگام با تو بودن پيدا مي کنم.

دو

هيچکس لياقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنين ارزشی دارد باعث اشک ريختن تو نمی شود. 

سه

اگر کسی تو را آنطور که مي خواهی دوست ندارد، به اين معنی نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. 

چهار

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگيرد ولی قلب تو را لمس کند.

پنج

بدترين شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد.

شش

هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود. 

هفت

تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنيا هستی. 

هشت

هرگز وقتت را  با کسی که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

 

نه

شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتی او را يافتی بهتر می‌توانی شکر گزار باشی.

ده

به چيزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

يازده

هميشه افرادی هستند که تو را می‌آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی.

دوازده

خود را به فرد بهتری تبديل کن و مطمئن باش که خود را می‌شناسی قبل از آنکه شخص ديگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

سيزده

زطاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زمانی اتفاق می‌افتد که انتظارش را نداری.


به خاطر داشته باش:

 ”هر آنچه اتفاق می‌افتد، بنا به دليلی است“


نوشته شده در 90/01/17ساعت 15:22 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

ارزش خواهر را : از کسی بپرس که خواهر ندارد .

ارزش 10 سال را : از زوجی بپرس که به تازگی طلاق گرفته اند.

ارزش4 سال را : از یک فارغ التحصیل بپرس .

ارزش 1 سال را : از دانش آموزی بپرس که در یک امتحان پایان ترم رد شده است .

ارزش 1 ماه را : از مادری بپرس که بچه نارس به دنیا آورده است .

ارزش 1 هفته را : از ناشر یک هفته نامه بپرس .

ارزش 1 ساعت را : از عاشقی بپرس که انتظار ملاقات می کشد .

ارزش 1 دقیقه را : از مسافری بپرس که قطار، اتوبوس یا هواپیما را از دست داده است .

ارزش 1 ثانیه را : از کسی بپرس که از یک تصادف جان سالم بدر برده است.

ارزش 1 میلی ثانه را : از کسی بپرس که مدال نقره را در المپیک برده است .

زمان برای هیچ کس نمی ایستد . قدر تمام لحظاتی که داری بدان . شما آنرا حتی بیشتر از وقتی که با فرد بخصوصی آنرا قسمت می کنید ، گرامی خواهید داشت .

ارزش یک دوست را : از کسی بپرس که آنرا از دست داده است .


نوشته شده در 89/12/22ساعت 15:20 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

بیشتر آدم ها
 
زمانی نا امید میشوند که
 
چیزی به موفقیتشون نمونده ...


نوشته شده در 89/12/22ساعت 15:15 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

نهایت عشق !
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

نوشته شده در 89/12/02ساعت 15:53 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

اون (دختر) رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه او (پسر) کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد…

آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد. توی یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد، “خواهش می کنم اجازه بده برم خونه…”

یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد، “میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام.” همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید. دختر با کنجکاوی پرسید، “چرا این کار رو می کنی؟” پسر پاسخ داد، “وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی ام می افتم، زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برا والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند.” همینطور صحبت می کرد، اشک از گونه هاش سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش. مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره… بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاه دورش، بچگیش و خونوادش.

مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن. دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه: خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد، پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند….هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست که با اینکار حال می کنه.

بعد از چهل سال، مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت، ” عزیزترینم، لطفا منو ببخش، بزرگترین دروغ زندگی ام رو ببخش. این تنها دروغی بود که به تو گفتم— قهوه نمکی. یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس داشتم، در واقع یک کم شکر می خواستم، اما هول کردم و گفتم نمک. برام سخت بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم، چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم… حال من دارم می میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم، من قهوه نمکی رو دوست ندارم، چون خیلی بدمزه است… اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون تو رو شناختم، هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم.

اشک هاش کل نامه رو خیس کرد. یه روز، یه نفر ازش پرسید، ” مزه قهوه نمکی چیست؟ اون جواب داد “شیرینه


نوشته شده در 89/10/11ساعت 10:38 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

در روزگاری زندگی میكنیم كه مردمانش

به هر هوس و شهوتی عشق می گویند

هر عریان و هر سیاه چشمی را زیبا می نامند.و هر جانور دو پایی را انسان می دانند.....

خدای مهربان من

عشق واقعی٫ زیبایی واقعی و انسان بودن واقعی را به ما بچشان

هر عریان و هر سیاه چشمی را زیبا می نامند...

و هر جانور دو پایی را انسان می دانند.....


نوشته شده در 89/10/08ساعت 11:51 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

 

 


نوشته شده در 89/10/06ساعت 19:35 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

از لحظه به لحظه زندگي كردن گريزي نيست.بايد هر لحظه را چنان زندگي كني كه گويي واپسين لحظه است. پس وقت را در جدل، گلايه و نزاع تلف نكن. شايد لحظه بعد حتي براي پوزش طلبي نيز فرصتي در دست تو نباشد

 


نوشته شده در 89/10/01ساعت 22:11 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

خداوندا
كفر نمی گویم
پریشانم!
چه می خواهی تو از جانم
مرا بی آنكه خود خواهم اسیر زندگی كردی
خداوندا تو مسئولی!
تو می دانی كه انسان بودن و ماندن در این دنیا چقدر سخت است!
چه رنجی می كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است!!!



نوشته شده در 89/09/29ساعت 13:47 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

سلام به همگی

این جمله چند باره مینویسم

من این وبلاگ واسه کسی نمی نویسم

از هر جمله ای خوشم بیاد اینجا مینویسم اگه به اسم وبلاگ دقت کنید

میفهمید کسی دوست ندارم(no love)

دیگه در مورد این قضیه کامنت نذارید

 


نوشته شده در 89/09/26ساعت 15:28 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان


نوشته شده در 89/09/09ساعت 20:16 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


وقتی به در بزرگی برخورد کردی که قفل بزرگی به آن زده شده بود نا امید نشو چون اگر قرار بود باز نشود به جای در دیوار می ساختن.

نوشته شده در 89/07/25ساعت 9:42 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


 

 

حاصل عشق مترسک به کلاغ ، مرگ یک مزرعه است . . .


نوشته شده در 89/07/23ساعت 14:43 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


هر که از سرنوشت ديگران پند نگيرد ديگران از سرنوشتش پند خواهند گرفت


نوشته شده در 89/07/21ساعت 11:40 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


 

 

 

خوشبختی مانند یک توپ است که وقتی میغلتد ، دنبالش میدوی ، ولی وقتی می ایستد ، به ان لگد میزنی


نوشته شده در 89/07/13ساعت 11:40 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


عاشق عاشقي باش, دوست داشتن را دوست بدار, از تنفر متنفر باش, به مهرباني مهر بورز, با آشتي آشتي کن, از جدائي جدا باش

نوشته شده در 89/06/31ساعت 22:16 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


آموخته ام ...... بهترین كلاس درس دنیا كلاسی است كه زیر پای پیر ترین فرد دنیاست .
آ‌موخته ام ...... وقتی كه عاشق هستید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود.
آموخته ام ...... تنها كسی كه مرا در زندگی شاد می كند كسی است كه به من می گوید : تومرا . شاد كردی .
آموخته ام ...... داشتن كودكی كه در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است كه در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نباید به هدیه ای از طرف كودكی ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه همیشه برای كسی كه به هیچ عنوان قادر به كمك كردنش نیستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نیست كه زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتیاج به دوستی داریم كه لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .
آموخته ام ...... كه زندگی مثل یك دستمال لوله ای است هر چه به انتهایش نزدیكتر می شویم سریعتر حركت می كند .

آموخته ام ...... كه پول شخصیت نمی خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگی را تماشایی می كند .
آموخته ام ...... كه چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد .
آموخته ام ...... كه این عشق است كه زخمها را شفا می دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتی با كسی روبرو می شویم انتظار لبخندی از سوی ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هیچ كس در نظر ما كامل نیست تا زمانی كه عاشق بشویم.
آموخته ام ...... كه زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هیچگاه از بین نمی روند ،‌ بلكه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترین راهی است كه می شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمی توانم احساسم را انتخاب كنم اما می توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه می خواهند روی قله كوه زندگی كنند ، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستید .
آموخته ام ...... بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است : وقتی كه از شما خواسته می شود ،‌ و زمانی كه درس زندگی دادن فرا می رسد .
آموخته ام ...... كه گاهی تمام چیزهایی كه یك نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او و قلبی است برای فهمیدن وی


نوشته شده در 89/06/18ساعت 16:40 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 در سرزمینی بنام عشق رشته کوهی وجود دارد بنام:

                                                                 {محبت}

و از این رشته کوه رودی می گذرد بنام:

                                                                  {صفا}

و این رود به آبراهی می ریزد بنام:

                                                                   {وفا}

و این آبراه به آبشاری می ریزدبنام:

                                                                  {عشق}

و در آخر،این آبشار به اقیانوسی می ریزد بنام:

                                                              ((وداع عشق))


نوشته شده در 89/06/18ساعت 14:49 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


حالت سوخته را سوخته دل داند و بس شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست؟

 

وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن!!خاموش باش قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟؟ تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن


نوشته شده در 89/06/12ساعت 15:6 توسط 1 گل |

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .



About Weblog

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد
--------------------------------------
به پایان فکر نکن

فکر کردن به پایان هرچیزی شیرینی حضورش را تلخ میکند

بگذار پایان تو را غافلگیر کند .. مثل آغاز


Menu

صفحه نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ

Recent Posts


مردم
خدايا !
تولدم مبارک
راز و رمز نام گل ها........
سیزده خط برای زندگی
ارزش های زندگی
نا امیدی
بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی
قهوه شور

Archive

مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آرشيو

Links

کامپیوتر
دلهای پاک
من و تو
تصویر عشق
عشق تاریخی
عکس عاشقانه
هفت شهر عشق
شهره دل سوختگان
بازی کامپیوتری جدید
اس ام اس عاشقانه
دفتر خاطرات من تو روزهای بی قراری
اموزش دروس دبیرستان ریاضی،فیزیک و....
همه رو رفتی و بردی منو دست کی سپردی.....
بهترین وبلاگ برای طرفداران سیاوش خیرابی.........
روز را خورشید می سازد
دوست دارم علي جان
عکس و بیوگرافی و خبر هالیوود و بالیوود و عرب
جدیدترین مدل لباس (کیانا)
۩ تیکا ۩ ☺شاد باشیم و بخندیم بیا☻
كوير
از زبان بزرگان
پاتوق موبایل بازها
عاشقانه
عاشقونه(زينب)
۩ مسافر شب ۩ (داستان يه عاشق)
هرچی دوس داری (شیما جون)
قصر صورتی
&& زيباترين عکسهاي عاشقانه&&
♥♥♥ از یاد رفته ی تنها ♥♥♥
پسر اریایی
زنده باد دخترها
عاشقانه
( مرغ عشق....فواد و غزاله )
کل انداختن دختر پسر
پسرک عاشق
دختر تنها
اهای عاشقا
گل پسر
امیر مسعود خواننده
پارسیان
ضد پسر و کل کل
قالب های نفرین شده
(دنیای سرگرمی و خنده)
(ترفندهای حرفه ای کامپیوتر)
طنز...عکس خنده دار و خبر روز
دنیای وارونه
با کلاسها بفرما2
فروشگاه انلاین کهنه کتاب
love
قلبم ادامه خواهد داد
عشقولانه
عاشقهای فردا
*هر انچه که بخواهی*
لـینک ـخونی
انتظار
شاهزاده آبان
"آموزش|دانلود|سرگرمي"
ضربان معکوس
توانا رسانه نوین
تراوین
ماداکتو
زندگی خواب است و عشق رویای آن
قالب بلاگفا

rss